بین تمام روابطی که در دنیای بازی ها وجود دارد، روابط دوستانه، عاشقانه و رابطه ی پدر و فرزندی بارها زیر ذره بین قرار گرفته اند و درباره ی آن ها مقاله های بلندی نوشته شده است، اما به نظر می رسد تنها روابطی که از زیر دست نویسندگان در رفته است، روابط بین خواهرها […]

شرکای خونی | بهترین برادر و خواهرهای دنیای بازی‌ها

بین تمام روابطی که در دنیای بازی ها وجود دارد، روابط دوستانه، عاشقانه و رابطه ی پدر و فرزندی بارها زیر ذره بین قرار گرفته اند و درباره ی آن ها مقاله های بلندی نوشته شده است، اما به نظر می رسد تنها روابطی که از زیر دست نویسندگان در رفته است، روابط بین خواهرها و برادرهاست. البته در این مقاله هر سه رابطه ی برادر – برادر، خواهر – برادر و خواهر پ خواهر را بررسی خواهیم کرد. دنیای بازی ها پر از این دسته روابط است. بسیاری از آنها دشمن یکدیگرند و بسیاری دیگر دوست هستند، برخی از آن ها قهرمان هستند و برخی دیگر شرور و برخی قابل بازی هستند و برخی دیگر نه. چیزی که در مورد این روابط وجود دارد، خون مشترک است. این خون می تواند باعث شود که هر دو به دنبال میراثی باشند که از والدین آن ها به جا مانده و سر آن با هم جنگ و ستیزه کنند، یا می تواند باعث شود که با یکدیگر علیه دشمنی مشترک متحد شوند. از یک طرف چه کسی می تواند بهتر از همخون انسان او را بشناسد، و از طرف دیگر چه کسی بهتر از همخون انسان نقاط ضعف او را برای زمین زدنش می داند؟ همچنین قضیه ی بزرگتر یا کوچکتر بودن در میان برادران و خواهران همیشه بیشتر از هر دو فرد دیگری مطرح بوده است. همواره برادر یا خواهر بزرگتر می خواهد «آلفا تر» باشد، می خواهد تسلط بیشتری روی سایر برادرها و خواهرها داشته باشد، و خود این مسئله در دنیای بازی ها مسائل و داستان های زیادی به وجود آورده است. مسئله ای که هست این است که شما هیچگاه نمی توانید حسی را که بین خواهران و برادران است رد کنید؛ چه دوست باشند و چه دشمن، همواره این فشار بین دو فرزند از یک خانواده وجود خواهد داشت.

امروز به سراغ چندتا از بهترین نمونه های روابط برادری و خواهری رفته ایم تا کمی بیشتر درباره ی آن صحبت کنیم و ببینیم دلیل به یاد ماندنی شدن هر یک از روابط این لیست به چه دلیل بوده است؟ در این لیست رتبه بندی خاصی وجود ندارد و رتبه بندی را به شما مخاطبین عزیز می سپاریم، اینجا فقط نام چند تا از بهترین روابط خواهری و برادری آورده شده است. ممکن است در این لیست همه ی آن شخصیت هایی که فکر می کنید حضور نداشته باشند، پس اگر پس از مطالعه ی آن، افراد دیگری را مد نظر داشتید، آن را با ما در قسمت نظرات در میان بگذارید. پس بدون وقت تلف کردن به سراغ لیست می رویم، این شما و این بهترین روابط برادری و خواهری در دنیای بازی ها!

Dante و Vergil (سری Devil May Cry)

می خواهم مقاله را با این دو برادر شروع کنم که همین چند ماه پیش دوباره شاهد رویارویی آنها در Devil May Cry 5 بودیم و بدون شک یکی از بهترین و معروف ترین نمونه های برادری در تاریخ بازی ها هستند. البته «بهترین» نه به معنای واقعی کلمه، اما رابطه ی آن ها از به یاد ماندنی ترین روابط کل تاریخ است. کتابی به نام «کمدی الهی» وجود دارد که توسط دانته آلیگیری در قرون وسطی نوشته شده است و داستان فردی همنام خود نویسنده، یعنی دانته است که طبقات بهشت، دوزخ و برزخ را به دنبال معشوقه ی خود می نوردد. در این کتاب نام برادر دانته ویرجیل است و در بازی Devil May Cry هم بسیاری از نام ها و دشمنان از این کتاب گرفته شده اند. برادری دانته و ویرجیل از نمونه های خوب این روابط نیست و این دو برادر همواره با هم سر جنگ و دعوا دارند. با این که این دو، برادران دو قلو هستند، اما ویرجیل کمی از دانته زودتر به دنیا آمده و همواره به دنبال ثابت کردن برتری خودش به دانته است. او برخلاف برادر خوش قلبش، همواره به دنبال قدرت بیشتر است و در این راه از هیچ کاری دریغ نمی کند، خیلی جدی است و کارهایش را با نقشه پیش می برد. در مقابل او برادرش دانته است که با زمین و زمان شوخی می کند و هیچ چیز را جدی نمی گیرد، البته به جز کارش. دانته بهترین شکارچی شیاطین است و هیچ موجود عجیب غریبی از دست او سالم در نمی رود. دانته و ویرجیل تا به حال چندین بار با هم روبرو شده اند و روند برد و باخت آنها بسیار سینوسی است، چون هیچکدام از دیگری قوی تر نیستند. رابطه ی این دو برادر یکی از آموزنده ترین روابط برادری هم هست، دانته ای که شیطان درون خودش را رام کرده است و از آن سوء استفاده نمی کند، و ویرجیلی که نیمه ی انسانی خود را فراموش کرده و برای کسب قدرت، نیمه ی شیطانی خود را به نهایت نیروی خود رسانده است.

Mario و Luigi (سری Super Mario)

معروف ترین لوله کش دنیا با سیبیل ها کارمندی و پیشبند قرمز خود، برادری هم به اسم لوییجی دارد. سری سوپرماریو آنقدر معروف است که اصلاً لازم نیست گیمر باشید تا نام آن به گوشتان خورده باشد، کسی که ماریو را نشناسد انگار هیتلر یا گاندی را نمی شناسد! اما برادر او اندازه ی خودش معروف نشده و معمولاً به عنوان نقشی مکمل به کمک برادر خود می آید. اولین حضور لوییجی در بازی آرکید Mario Bros بوده که به عنوان کاراکتر قابل بازی در آن بازی حضور داشت. پس از موفقیت آن بازی و محبوبیت برادر سبز پوش ماریو، بازی های Super Mario Bros, Super Mario Bros 3 و همچنین Super Mario World  روانه ی بازار شدند و شخصیت لوییجی تبدیل به نامی قدر در صنعت بازی شد. ماریو بزرگتر و کوتاه تر از لوییجی است اما لوییجی کمی دست و پا چلفتی تر و مهربان تر است. او دائماً از چیزی نگران است و مانند برادرش ماریو زود عصبانی نمی شود. در چند بازی از این سری، مانند Mario Is Missing و Luigi’s Mansion لوییجی نقش اصلی بازی است و بازیباز کنترل او را به عهده دارد. سری سوپرماریو به خاطر این دو برادر به یکی از پرفروش ترین عناوین نینتندو شده و رابطه ی بین این دو برادر از به یاد ماندنی ترین روابط کل بازی هاست.

Nathan Drake و Sam Drake (بازی Uncharted 4)

نیتن دریک یکی از شوخ ترین کاراکترهایی است که تا بحال به دنیای بازی ها پا گذاشته است، او همچنین یکی از دوست داشتنی ترین و محبوب ترین کاراکترهای بازیبازها هم هست، اما تا قبل از Uncharted 4 هیچ کدام از ما درباره ی برادر او خبری نداشتیم تا وقتی ساموئل دریک از راه رسید که از جهت شوخ طبعی و بیخیالی فرق چندانی با نیتن دریک نداشت و واقعاً چه از این بهتر؟! قبلاً فقط نیتن را داشیم که طعنه های هوشمندانه میزد و ما را می خنداند، حالا سم هم اضافه شده بود که بتواند به او جواب برگرداند! نکته ی جالب ماجرا این است که صداگذاری این دو کاراکتر بر عهده ی نولان نورث (نیتن دریک) و تروی بیکر (سم دریک) بوده است که دو تن از بهترین صداپیشگان کل این صنعت هستند و شاید بتوان گفت آرزوی هر گیمری بود که این دو را در کنار هم ببیند. حرفه ی این دو برادر گنج یابی و بالا رفتن از در و دیوار و آدم کشتن است و کلاً برادران دریک عادت دارند مثل مگس آدم بکشند و در حین آدم کشی هم شوخی کنند (تربیت اشتباه خانوادگی!) و در حرفه ی خود بهترین هستند. ورود سم دریک به داستان سری آنچارتد، باعث شد بار احساسی شماره ی چهارم چند برابر شود و اعتراضات برخی گیمرها که می گفتند روابط سری اندازه ی کافی فراز و نشیب ندارد و عمیق نیست، بخوابد. رابطه ای که در بازی چهارم آنچارتد توسط سازندگان پایه گذاری شد، به قدری محکم است که انگار این دو را سال هاست که می شناسید.

Sindri و Brok (بازی God of War 2018)

گاد آو وار جدید یک بازی بی نظیر است که تغییرات بسیاری به بازی های پیشین سری کرده است. یکی از این تغییرات صحنه هایی است که لبخند به لب شما می نشانند و گاهی موفق می شوند مخاطب را حسابی بخندانند. سیندری و براک از دلایلی هستند که در این بازی خواهید خندید. براک برادر بزرگتر و سیندری برادر کوچکتر است که روحیات آن ها از زمین تا آسمان با هم تفاوت دارد ولی حرفه شان یکی است. بار اولی که براک را می بینید، روی پل گیر کرده و حیوانش حرکت نمی کند، سپس مشخص می شود سازنده ی تبر کریتوس او و برادرش بوده اند که اکنون اصلاً رابطه ی خوبی با هم ندارند. کمی که در بازی جلوتر می روید، سیندری را مشاهده خواهید کرد که او هم به شما کمک می کند. همانقدری که براک با اعتماد به نفس، نترس و بداخلاق است، سیندری مضطرب، سوسول و مهربان است. سیندری بر خلاف برادرش حتی با شنیدن اسم خون هم می خواهد بالا بیاورد. یکی از لذت بخش ترین بخش های این بازی، وجود این دو برادر بود که خوشبختانه آخرهای بازی با هم آشتی می کنند و دوتایی با هم به کمک کریتوس و آترئوس می شتابند. براک و سیندری از دوست داشتنی ترین و به یاد ماندنی ترین نقش های جانبی در کل بازی ها هستند.

Chris Redfield و Claire Redfield (سری Resident Evil)

بالاخره نوبت یک رابطه ی خواهر – برادری هم رسید و کریس و کلیر ردفیلد اولین خواهر و برادری هستند که به ذهن بسیاری از گیمرها خطور می کنند. رزیدنت اویل با کریس ردفیلد آغاز شد و بدون این شخصیت دوست داشتنی شاید رزیدنت اویلی هم وجود نداشت. در شماره ی بعدی این بازی، کلیر در راکون سیتی به دنبال برادر بزرگترش می گردد که طولی نمی کشد که متوجه می شویم برادرش همان کریس خودمان است. کریس و کلیر در تخصص شان در زامبی کشی مشترک هستند، اما کلیر خیلی بازیگوش تر و بشاش تر از کریس ظاهر می شود و همانقدری که کریس وظیفه شناس و جدی است، کلیر هم مهربان است. همچنین به نظرم می توانیم روی این موضوع توافق کنیم که این خواهر و برادر جزو خوشتیپ ترین کاراکترهای دنیای بازی ها هستند (ژن خوب!). کریس و کلیر تا به حال در یک بازی یا انیمیشن از این سری با هم نجنگیده اند که دلیل این را فقط سازندگان می دانند؛ شاید وجود دو تن از خانواده ی ردفیلد برای زامبی ها خیلی گران تمام شود! مطمئناً بسیاری از طرفداران خوشحال خواهند شد اگر در یک بازی این خواهر و برادر را با هم ببینند!

Anna Williams و Nina Williams (سری Tekken)

شاید معروفترین نمونه های روابط بین دو خواهر را بتوان در بازی های مبارزه ای پیدا کرد. آنا و نینا ویلیامز هم یکی از جالب ترین روابط بین دو خواهر در تازیخ بازی های کامپیوتری اند. مانند دانته و ویرجیل، آنا و نینا هم خیلی آبشان در یک جوب نمی رود و در کل سری Tekken مشغول رقابت و پیشی گرفتن از هم هستند. آنا خواهر کوچکتر، کمی پر سر و صداتر و بدجنس تر است که اخلاق های نارسیستیک زیادی هم دارد. در سوی دیگر نینا کمی پخته تر، بی احساس تر و درونگراتر است. هر دوی آنها به دنیا آمده ی آمریکا و بزرگ شده در ایرلند هستند. آنا و نینا هردو فنون نظامی شان را از پدر خود آموخته اند ولی آنا برخی از فنون را هم از مادر آمریکایی خود فرا گرفته است. وقتی پدر آنها، ریچارد اسمیت طی اتفاقاتی مرموز می میرد، آنا و نینا به علت حس رقابتی که نسبت به هم دارند، یکدیگر را متهم می کنند و راهشان از هم جدا می شود. نینا یک آدمکش حرفه ای می شود و آنا به نیروی Tekken Force پیوسته و در آنجا مقام به دست می آورد. نینا همچنین یک بازی اسپین آف مخصوص خود را دارد که با نام Death by Degrees منتشر شده است. گیس و گیس کِشی خواهرانه در دنیای تکن به این داستان جذاب تبدیل شده و آنا و نینا بدون شک جایگاهی ویژه در این لیست دارند.

Kassandra و Alexios (بازی Assassin’s Creed: Odyssey)

سری Assassin’s Creed دو نمونه از بهترین روابط خواهر-برادری را در خود جای داده است، یکی رابطه ی جیکوب و ایوی در Assassin’s Creed: Syndicate و دیگری رابطه ی اکسیوس و کاساندرا در Assassin’s Creed: Odyssey، که بدون شک هر دوی این روابط شایسته ی یادآوری هستند، اما در این لیست تصمیم گرفتیم به سراغ رابطه ی اکسیوس و کاساندرا برویم که جدیدتر است. این دو، از بهترین خواهر و برادرهای دنیا هستند و مانند ایوی و جیکوب کمی هم شوخ طبعند. کاساندرا از الکسیوس بزرگ تر است و مانند او هم موقع حرف زدن لهجه ی ضایع ندارد! او القابی مثل Eagle Bearer و West Wind دارد و به عنوان یک مزدور در جنگ Peloponnesian  می جنگد. الکسیوس نیز برادر کوچکتر و کمی احساساتی تر است. کلاً در این بازی کاساندرا تا حدودی منطقی تر از الکسیوس عمل می کند و به یاد ماندنی تر از الکسیوس است. همچنین صداپیشه ی او به نظر کمی خبره تر می رسد و حرکات کاساندرا همواره کمی طبیعی تر به نظر می رسد. البته این به آن معنی نیست که الکسیوس خوب نیست، لهجه ی او به اندازه ی کافی موفق می شود شما را بخنداند، اما به هر حال همیشه یک فرزند از دیگری کمی خفن تر است و کاساندرا هم کمی بیشتر در دل بازیبازان جا باز می کند تا الکسیوس!

Solid Snake و Liquid Snake (سری Metal Gear)

بدون شک نام هیدئو کوجیما مهر تاییدی است بر درجه یک بودن بازی و وقتی از «بازی» صحبت می کنیم، مشخصاً منظورمان سری Metal Gear است. از داستان جذاب و خاص این سری که بگذریم، شخصیت پردازی کاراکترهای این سری فوق العاده است و در راس این شخصیت پردازی ها هم برادران اسنیک قرار دارند. کاری به عجیب بودن نام این دو برادر ندارم، اما نام فامیل آنها یعنی Snake به دلیل خصوصیات حیوان مار است که بدون صدا می تواند عبور کند و طعمه اش را بگیرد و تنها موجودی که می تواند از دست یک مار قسر در برود خود مار است، به علت همین ایده ی کلون سالید اسنیک مطرح و لیکوئید اسنیک متولد شد. لیکویید اسنیک برای اولین بار به عنوان آنتاگونیست سری در بازی Metal Gear Solid حضور پیدا کرد و رهبری نیروی آشوبگر FOXHOUND را بر عهده داشت. در شماره ی پنجم سری Metal Gear Solid V: Phantom Pain، مشخص می شود که نام اصلی او Eli است و او را با لقب White Mamba صدا می کنند. از طرف دیگر سالید اسنیک زیاد نیازی به معرفی ندارد، او آنتاگونیست و نقش اصلی بازی Metal Gear Solid و یکی از خفن ترین شخصیت های دنیای بازی ها و پسر رییس بزرگ است. رابطه ی بین سالید و لیکوئید اسنیک هم از روابط پرفراز و نشیب بین دو برادر است و یکی از بهترین نمونه ی آن هاست.

Ray McCall و Thomas McCall (بازی Call of Juarez: Bound in Blood)

با اینکه بازی Call of Juarez: Bound in Blood در هنگام عرضه ی خود موفق عمل کرد، اما این بازی آن قدری که شایسته اش بود معروف نشد تا بازیبازان بیشتری با این دو برادر گردن کلفت آشنا شوند. Bound in Blood یکی از وسترن ترین داستان های کل تاریخ را دارد و آنقدری المان های غرب وحشی در این بازی زیاد است که هر طرفداری را به وجد می آورد. اگر طرفدار فیلم هایی مثل «خوب، بد، زشت» یا «بخاطر چند مشت دلار» هستید، این بازی حرف های زیادی برای گفتن دارد. اما از این ها که بگذریم، هیچ داستان وسترنی بدون پیمان های برادری اندازه ی کافی وسترن نمی شود. توماس و رِی مکمل هم هستند، رِی کاملاً یزن بهادر و کله شق است، در حالی که توماس بیشتر با فکر عمل می کند و مراحل مخفی کاری بازی بیشتر بر دوش اوست. ترکیب این دو کاراکتر و سیستم متفاوت گیم پلی در هر کدام از آنها، شدیداً لذت بخش است و آخرهای داستان، بازی شما را در میان دوراهی های احساسی جالبی می گذارد که بر اساس همین رابطه ی برادری است. این بازی یکی از آندرریتدترین بازی های تاریخ، با یکی از بهترین روابط برادری در آن است؛ آن را بازی کنید تا ببینید پول، شهرت و زن، چگونه بین برادران جنگ راه می اندازد.

Robert Lutece و Rosalind Lutece (بازی Bioshock: Infinite)

رابرت و روزالیند نمونه ای از بهترین شخصیت های فرعی هستند که می تواند در یک بازی حضور داشته باشد. روزالیند یک فیزیکدان است که تحقیقات او درباره ی فیزیک کوانتوم هستند و چندین کتاب علمی درباره ی جهان های Alternate نوشته است و رابرت هم برادر دوقلوی اوست. این دو رابطه ای کاملاً خواهر – برادرانه دارند، با تمام بگو و مگو و دعواهایش. آن ها مانند کارد و پنیر هستند و همواره با هم بحث می کنند، اما برای کسانی که به Bioshock علاقه دارند، مطمئناً مکالمه ی این دو هم جذاب است. رابرت و روزالیند در بایوشاک اینفینیت بوکر دوییت و الیزابت را در کلمبیا راهنمایی می کنند. بایوشاک نکات مثبت بسیار بسیار زیادی برای دوست داشتنی بودن دارد و رابطه ی بین رابرت و روزالیند هم یکی از قطعی ترین آنهاست.

منبع متن: gamefa

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید